آرشیو شهریور 1405

پست‌های منتشر شده در شهریور 1405

عَن وان

آقای دوست آقای دوست 2 ساعت پیش · آقای دوست ·

دوس داشتم با کسی حرف بزنم و گس وات؟ هیچکیو ندارم.

خسته ام مثل در آغوش کسی جا نشدن.

امیدوارم هیچکی انرژیای مثبت و خوبیاش ته نکشه.

 

امروزِ بی حوصلگی

آقای دوست آقای دوست 4 ساعت پیش · آقای دوست ·

کاش میشد زندگی کرد. چیزی که تو این کشور با این آدما نمیشه کرد. یه فرهنگ خیلی خیلی خیلی داغون با آدمای تربیت نشده. فقط و فقط ادعا. به کسی بگی تو تربیت نشدی یا اشتباه تربیت شدی، غیر ممکنه قبول کنه. سخته وقتی آدما غیر قابل پیش بینی باشن و با منطق جور درنیان. مثل اینه که تو درست رانندگی کنی و یکی اشتباه. و بزنه بهت و حتی نتونی توجیحش کنی که بابا این حرکتت اشتباهه‌. خانواده ی ایرانی و بخصوص مادر ایرانی، فرهنگ جامعه رو به اینجا رسوند. پسرایی که فک میکنن خدان و دخترایی که یا از اینور بوم میفتن یا از اونور. خسته ام. از اینکه دنبال منطقم. دنبال قانون. دنبال درست بودن همه چیزم. خستم از اینکه طرف مقابلم نمیتونه درک کنه که بابا بیست سی سال اول اگه نمیفهمی فدای سرت تقصیر تربیتته. ولی بعدش دیگه باید بدونی کجای کار میلنگه. بعدش باید بدونی یه سری اشتباهات و اتفاقات دارن تکرار میشن‌. باید بفهمی که داری یه حرکتو هزار باره انجام میدی. من خستم. کلی فحش بد برای نون.

متاسفانه روز بی استرسم زیاد طول نکشید و باز هم تنشی دیگه ایجاد شد و میخوام این بار انقد درباره موضوع حرف نزنم و اذیت کنم که طرف شاید بفهمه که هر حرفی تاوانی داره. نمیشه بگی و بری و هیچ اتفاقی نیفته.

 امیدوارم یاد بگیرم هر سری سر هر حرف اشتباهی تنبیه لازم رو اجرا کنم و جار و جنجال راه نندازم که طرف بفهمه نمیتونه با فرافکنی از زیر مسئولیت فرار کنه.

چرا هر سری در ارامش کاملیم باید یه بمب بندازی وسط و بعد بجای اینکه ریشه یابی کنی بیای به واکنش گیر بدی.

 

امروز بی استرس

آقای دوست آقای دوست 14 ساعت پیش · آقای دوست ·

هلو اوری بادی

حالم خیلی خوبه و حتی اینکه مهمون قراره بیاد استرسیم نکرد( واکنشم به هر اتفاق غیر مترقبه خوب و بد)

کمی خونه رو جمع کردم و لباس بچه رو عوض کردم و بهش صبونه دادم و الانم تکیه داده بهم و داره تی وی میبینه.فداش بشم.

اینستا انقد کنده که کل وقت آدمو میگیره و حتی یه پست رو هم کامل نمیتونی ببینی. همش درگیر وصل شدنشم.

امروز اول ماهه و یه شروع جدید. یه کاغذ جدید بچسبونم به دیوار و تلاشامو تقویت کنم.

کاش میشد اینستا رو یه طوری از بین برد. خیلیییییی رو اعصابه. وصل بشه یه درده. بزور وصل بشه هزار درد.

براتون روزای خوبی آرزو میکنم.

یه کلیپی تو اینستا هست که یه بازیگر آقاس داره درباره نابیناها حرف میزنه و چقد حرفش درسته که یه نابینا وقتی به یه مانع میرسه نمیزنه تو سر خودش و کل مسیری که براش مشخصه یه متره که با عصا تشخیصش میده. بعد یه متر بعدی و بعد یه متر بعدی.

کاش بلد بودیم دغدغمون فقط یه متر بعدی باشه. نه مث من که ده روزه فکر قیمت و تکلیف بنزین خواب و خوراک ازم گرفته.