امروزِ بی حوصلگی
4 ساعت پیش · · خواندن 1 دقیقه کاش میشد زندگی کرد. چیزی که تو این کشور با این آدما نمیشه کرد. یه فرهنگ خیلی خیلی خیلی داغون با آدمای تربیت نشده. فقط و فقط ادعا. به کسی بگی تو تربیت نشدی یا اشتباه تربیت شدی، غیر ممکنه قبول کنه. سخته وقتی آدما غیر قابل پیش بینی باشن و با منطق جور درنیان. مثل اینه که تو درست رانندگی کنی و یکی اشتباه. و بزنه بهت و حتی نتونی توجیحش کنی که بابا این حرکتت اشتباهه. خانواده ی ایرانی و بخصوص مادر ایرانی، فرهنگ جامعه رو به اینجا رسوند. پسرایی که فک میکنن خدان و دخترایی که یا از اینور بوم میفتن یا از اونور. خسته ام. از اینکه دنبال منطقم. دنبال قانون. دنبال درست بودن همه چیزم. خستم از اینکه طرف مقابلم نمیتونه درک کنه که بابا بیست سی سال اول اگه نمیفهمی فدای سرت تقصیر تربیتته. ولی بعدش دیگه باید بدونی کجای کار میلنگه. بعدش باید بدونی یه سری اشتباهات و اتفاقات دارن تکرار میشن. باید بفهمی که داری یه حرکتو هزار باره انجام میدی. من خستم. کلی فحش بد برای نون.